_The Gods of Egypt را بیشتر به خاطر بازی نیکلای انتخاب کردم و خب، ارادت پیشین به اساطیر و خدایان. همان طور که حدس می زدم، به بیشتر از یک بار دیدن نمی ارزید. شاید اگر دیده نشود هم چندان مهم نباشد. فقط از ارتباط خدایی که در حقش اجحاف شده بود، با موجودات فانی خوشم آمد به ویژه با بک (پسری که برای کمک به او، و درواقع کمک به خودش، رفته بود)، شوخی های  این دو با همکدیگر، ایمان زایا به خدایش، فداکاری خدایان برای انسان ها (هم هاثور و ماجرای درآوردن دستبندش، هم هوروس و نرفتن برای اینکه چشمش را بگیرد).

باقی بخش های فیلم گاه حتی حوصله سربر هم می شد. طبق سنت نه چندان پسندیده ام، فیلم را در سه بخش و سه روز دیدم!

_ روایت های ناتمام هنوز ناتمام مانده! برایم جالب نبود. فکر می کنم یک ربع انتهایش را ندیدم. فقط کمی کنجکاوم بدانم چطور تمام می شود.



تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٥/٤/٩ | ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن