می گویند نا امنی بخصووص نا امنی درکودکی ، باعث می شود که بعدها ؛ ادم ها دوربر خودشان را از اشغال پر کنند ...کتاب اخر دکتروف هم درباره همین موضوع است
اما چه جور می شه ذهن را از اشغال ها پاک کرد -چون پاک کردن خانه از اشغال زیاد سخت نیست ....
دلشوره ونگرانی های بیخودمیتواند بیناد زندگی ادم ها را برباد بدهد
بیماری های جسمانی -بخشی از آن ها - از همین دلشوره ها و اضطراب ها سرچشمه میگیرد
همین حالا از پیش خانمی می ایم که حتی روی میز اشپزخانه اش هم پراز اشیا ست
حتی روی مبل ها
انگاری تو انباری زندگی می کنه
خیلی حرف زدم
ولی دورباطل می زد
برمی گشت به کودکی و ..
بهش گفتم یعنی می خوای تا اخر عمرت کودکی ات را به دوش بکشی مثل صلیب ؟ وبدبختی هایت را ( نقل قول ازکتاب خانم تونی ماریسون )
گفت نمی دونم کی مرا طلسم کرده
گفت حتما یکی مرا طلسم کرده که کار نکنم که زندگی نکنم
این جا به درجا زدن ها و دورخود گشتن ها می گویند BLOCK
یادم می اد که قدیما می گفتن شانست را قفل کردند ...
بخصوص برای کسانی که کارشان گره می خورد
حالا درقرن بیست ویکم دردل امریکا یه خانم اروپایی بهت بگه طلسم شدم یامرا طلسم کردن
اصل موضوع به نظرمن اینه : وقتی عشقی در زندگی ادم نباشه دور باطل می زنه عشق به ادم شور زندگی می ده وشور زندگی ادمی را وادار به کار می کنه و ...
اما نمی شه گذشته را بهانه کرد و یا تجربه های قبلی را
به نظرم اول ادم باید فکرکنه که یه موجود معمولی است و خدا نیست ومعجزه ای درکار نیست و نجات دهنده ای و فرشته نگهبانی که همه هوش وحواسش به تو باشه
بعدش هم دنبال یه عشقی باشه توزندگی ش
دلت تکون نخوره زندگی مفت نمی ارزه



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٥/٥/٢٥ | ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن