نوستالژی، اول بار، اصطلاحی پزشکی بود. اول بار هم در ١۶۶٨ میلادی و در تزِ دکترای یک پزشکِ سوئیسی به نام دکتر یوهانِس هوفِر ظاهر شد. دکتر هوفِر که دانشجوی دانشگاه بازِل در سوئیس بود و داشت فارغ التحصیل می‌شد، تزِ دکترایش را دربارۀ دانشجوی دیگری نوشت که اهلِ شهرِ بِرْن بود و آمده بود در دانشگاه بازِل درس بخواند. اما در غربت اینقدر دلش برای خانه‌شان تنگ شده بود که مریض شده بود. ظاهراً نه غذا می توانسته بخورد نه درس می توانسته بخواند. طوری لاغر شده بوده است که بیمِ آن می رفته بمیرد. هر دارویی برایش تجویز کرده بودند هیچ اثری نکرده بود. آخرسر وقتی به او گفته بودند برود خانه شان، حالش کمی بهتر شده بود و در وسطِ راه حتی به طرز محسوسی بهتر شده بود. بعد هم که رفته بود به خانه شان، حالش کاملاً خوب شده بود.
     دکتر هوفر اسم این حالت را در تزِ خود غمِ غربت یا بیماریِ غربت گذاشت. منتهی انگار باید معادلِ یونانی هم برایش پیدا می کرد و ظاهراً در زبانِ یونانی کلمه ای نبوده که چنین معنایی بدهد. بنابراین خودش یک کلمۀ جدیدِ یونانی برایش ساخت: نوستالژی، یا نوستالژیا.او این کلمه را از ترکیبِ دو کلمۀ نوستوس و آلگوس ساخته بود. نوستوس در زبانِ یونانی  به معنی بازگشت است، و آلگوس به معنای درد. بنابراین، نوستالژی در زمانِ تولدش چنین معنایی داشته: دردِ بازگشت.
     درد هم به معنیِ رنج کشیدن بوده. چون درد همیشه دردِ جسمانی نیست، بلکه به معنایِ رنج کشیدن و غم هم هست. البته با توجه به شرح حال دانشجوی مذکور، خودِ این دردِ بازگشت هم  چنین دردِ بازگشتی بوده است: درد یا رنجی که اشتیاقِ ارضا نشدهای برای بازگشت به خانه آن را ایجاد می کند.
     بعد از آن که پزشکان سوئیسی نوستالژی به گوششان خورد و از معنایش مطلع شدند، بعضی از آنها  گفتند این «بیماری» را در میان سربازان مزدورِ خارجی که  در ارتشِ سوئیس خدمت می کردند زیاد دیده اند.
     در هر حال، طولی نکشید که نوستالژی یا نوستالژیا کلمه یا اصطلاحِ رایجی در دنیای پزشکی شد. اصطلاحی که بیان کنندۀ حالتی بود که پزشکانِ آن زمان فکر می کردند بیماری است. اما آنها کم کم فهمیدند آن چیزی که دکتر هوفر اسمش را نوستالژی گذاشته است یکی از حالت های طبیعیِ انسان است و فقط مثل هر حالتِ دیگری ممکن است گاهی شدت پیدا کند. بنابراین بیماری نیست. این بود که نوستالژی رفته رفته از دنیای پزشکی خارج شد. اما  در میانِ فیلسوفان و همین طور نویسندگان و شاعران بسیار مورد توجه قرار گرفت. حتی تغییراتی در معنای آن هم ایجاد شد. یا شاید بهتر است بگویم معناهای دیگری پیدا کرد. از اشخاصِ تاریخی و مشهوری که دربارۀ نوستالژی نوشته اند بعضی ها اینها هستند: روسو، کانت، هوگو، گوته، نُوالیس، بایرون، بالزاک، بودلر، ورلن، رمبو، هایدگر، پروست، کوندرا. باری، معنا یا معناهای امروزی نوستالژی  چیست؟
     امروزه دیگر نوستالژی فقط به غمی گفته نمی شود که دور افتادن از خانه آن را ایجاد می کند. غمی که دور افتادن از خانه آن را ایجاد می کند فقط یکی از معناهای امروزیِ نوستالژی است. امروزه غمِ هر چیز زیبای دیگری که به هرشکلی ما از آن جدا افتاده یا آن را از دست داده باشیم، و شدیداً دلمان بخواهد دوباره بتوانیم این جدایی یا فاصله را از میان برداشته و آن از دست رفته را دوباره به دست بیاوریم، اسمش می تواند نوستالژی باشد. گاهی حتی بعضی چیزها ممکن است فقط در یک قدمیِ ما باشند اما چون دیگر مالِ ما نیستند برایمان نوستالژی بشوند. حتی خودِ این جدایی یا فاصله هم ممکن است فقط فاصله یا جداییِ مجازی باشد. یعنی به صورتِ تغییری باشد که ناگهان در یک چیزِ دلخواهمان اتفاق می افتد و آن را انگار از ما می گیرد.
     نوستالژی امروزه آن غم شیرینی است که با فکر کردن به چیزهایی در دلمان احساس می کنیم که برایمان زیبا هستند، اما حالا   از آن ها دور افتاده ایم. اینها معمولاً با حس ها و هیجان های خاصی همراه بوده اند که هر وقت آن ها را به یاد می آوریم آن حس ها و هیجان ها دوباره در دلمان پیدا می شوند.
     در زندگیِ مدرن و تکنولوژی زدۀ امروز که تغییراتش با سرعتِ وحشتناکی اتفاق می افتد، دل های حساس در معرضِ نوستالژی های بیشتری هستند.


#عباس_پژمان
١٠ مرداد  ١٣٩۵
٣١ ژوئیۀ ٢٠١۶

 

*از تلگرام، تقریباً بدون ویرایش



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩٥/٧/۱۱ | ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن