صالح حسینی _ مترجم کتاب « خشم و هیاهو » _ در انتهای این کتاب و در مقاله ای به نکات عمدۀ آثار ویلیام فاکنر اشاره کرده . یکی از این نکته ها ، توجّه فاکنر به متون قدیمی مثل کتاب مقدس و اُدیسۀ هُمر هست . فاکنر اثری داره با نام « As I lay dying » که توسط نجف دریا بندری با عنوان گور به گور ترجمه شده . مدت ها پیش در یه سایت خوندم که این معادل فارسی نمی تونه برای نام کتاب درست باشه . البته خوب ، معنای لفظ به لفظش می شه « جان که می دادم » ( نگاه کنید به خشم و هیاهو ؛ ترجمۀ صالح حسینی ؛ نشر نیلوفر ؛ چاپ پنجم ؛ ١٣٨۴ ؛ ص ٣۶۶ ) و شاید هم بشه عنوان « رو به موت » رو برای معادل لاتینش در نظر گرفت . امّا با توجه به متن خود داستان که در اون افراد یه خونواده دارن جنازه ای رو از یه نقطه به نقطه ای دیگه می برن تا دفنش کنن، نام گور به گور خیلی هم مناسب به نظر می رسه .

نکتۀ اصلی که داشتم بهش اشاره می کردم این بود که ، این نام (As I lay dying ) رو فاکنر از کتاب ادیسۀ هُمر و با توجه به بخشی از گفتگوی آگاممنُن و اُدیسه ، در دنیای مردگان ، برای کتابش انتخاب کرده . آگاممنُن در حال توضیح دادن لحظات پیش از مرگش، این طور میگه :

« من که روی شمشیرم افتاده بودم و جان می دادم ... » و اشاره می کنه که کسی چشمان و دهانش رو هنگام مرگ برهم ننهاده . صالح حسینی شخصیت Darl در داستان رو با آگامِـمنُن مقایسه می کنه که او هم با چشمان و دهانی باز ، در تیمارستان جکسن ( دنیای مردگان ) می میره . ( منبع پیشین ؛ صص ٧_٣۶۶ ) .

فاکنر در مورد نوشتن این رمان میگه :

« در تابستان ١٩٢٩ که در نوبت شبانۀ کارخانۀ برق آکسفورد مشغول کار بودم ، از ساعت ۶ بعد از ظهر تا ۶صبح ، زغال را از انبار تا کورۀ بخار با چرخ دستی حمل می کردم . حدود ساعت ١١ شب که فراغتی حاصل می شد و می توانستیم استراحتی بکنیم ، در مدّت شش هفته ، بین ساعت 12 تا 4 صبح این کتاب را نوشتم » ( تفسیرهای زندگی ؛ ویل و آریل دورانت ؛ ترجمۀ ابراهیم مشعری ؛ نشر نیلوفر ؛ ص ٢۶ )*.

به طور خلاصه افراد خونوادۀ مورد اشاره در این رمان ، در مسیر تشییع جنازۀ طولانی مادر خونواده ، « ده ها مصیبت و بدبختی به سرشون میاد »(١) . خود فاکنر به این موضوع اشاره می کنه و میگه :

« به همۀ بلایای طبیعی که امکان دارد بر سر خانواده ای فرود آید ، فکر کردم و گذاشتم همه چیز اتفاق بیفتد »(٢) ( ١ و ٢ : کتاب پیشین ؛ ص ٢٧ ) .

در انتها : گور به گور رو نشر چشمه منتشر کرده .

* جالب این جاست که مترجم تفسیرهای زندگی عنوان « در بستر مرگم » رو برای این کتاب فاکنر در ترجمه ش ذکر کرده . 



تاريخ : شنبه ۱۳۸۸/٢/٥ | ۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن