[ کتاب معجون عشق ؛ گفتگو با عامه پسندها ؛ نوشتۀ یوسف علیخانی ]

« فکر می کنم این نویسنده ها [ عامه پسندها ] آدم های زیرک و باهوشی هستند که در لحظه شما را به خنده ، گریه ، خشم و نفرت وا می دارند ولی کارشان خیلی از اصول یک اثر هنری را ندارد . خودشان هم می دانند آثارشان ماندگار نیست و برای امروز نوشته شده . کتابشان یکبار مصرف است مثل روزنامه . نمی شود کارشان را با اثر هنری مقایسه کرد ولی در کارشان رازی هست که ما نویسنده های جدی آن را فراموش کرده ایم؛ راز آن قصه است و تعلیق » .

« ... به این باور رسیده ام که چیزی در آثار و کتاب های عامه پسند هست که در کارهای جدی وجود ندارد . برایم مهم بود آن چیز را پیدا کنم و شروع کردم به نوشتن دربارۀ آنها .

نویسندگان جدی ما فقط تمرکز کرده اند روی زبان و تکنیک و از اصل ماجرا غافل شده اند . تکنیک باید طوری باشد که کسی متوجه آن نشود و نرود توی چشم مخاطب . »

« مسأله این است که آنها می دانند مخاطب چه می خواهد . حجم کتاب آنها نسبت به کار نویسندۀ جدی خیلی بالاست . اینها اعتقادی دارند و درست هم می گویند که کتاب زیر ٣۵٠ صفحه فروش نمی رود . این را با چشم خودم توی نمایشگاه دیدم که کتاب صد صفحه ای فلان نویسندۀ روشنفکر جدی نویس را نمی خرند ولی کتاب ٣٠٠ صفحه ای اینها را می خریدند »

خردنامۀ همشهری ( ویژه نامۀ‌کتاب ) ؛ شمارۀ ۵١ ؛ تیر ٨٩ ؛ صص ۵٠_۵٢ .

 



تاريخ : دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۱ | ٩:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن