آلاچیق چلچله ها برگزیده شعر چین و ژاپن با  برگردان دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور ، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی تهران ، است . کتابی به غایت زیبا و لطیف ، هم در ظاهر و هم محتوا . در گزینش شعرها دقت و سلیقه فراوان لحاظ شده و اشعار دارای برگردانی روان هستند . پیش  گفتار گنجانده شده نیز مفید و خواندنی است . کتاب توسط نشر اسطوره ، در قطع جیبی منتشر شده با برگه هایی به رنگ گلبرگهای نیلوفر صورتی !

در مقدمه کتاب به آمیزش شعر با فرهنگ چین اشاره شده است و این که : « شعر در باور چینی های اصیل به گونه یک مذهب تلقی می شده و پالاینده روح انسان بوده است تا به واسطه آن ، زیبایی و راز هستی را بیان کنند . از این رو ، مضامین آیینی و مذهبی در گنجینه شعر چین کم رنگ است . چه شاعران چینی بیش تر زیبایی طبیعت ، اندوه عشق و راز زندگی و مرگ را در اشعار خود تصویر کرده اند . » ( ص 18 )

 شعر چین دارای دو سویه عاشقانه و انعکاس ناب طبیعت است . زبان و شعر در ادبیات چین ، به دلیل کاربرد خط زیبا و تصویری چینی ، پیوندی خاص و عمیق دارند که راز و رمز بسیار در آن نهفته است .

در بخش دیگر مقدمه ، درباره گونه ای شعر ژاپنی به نام هایکو چنین آمده است : « هایکو راوی نگرشی عرفانی ، بودایی است و از ذن بهره می گیرد ؛ نگرشی که می گوید حقیقت تنها از راه شهود به دست می آید و از این نظر به نگرش اشراقی و کشف و شهود عرفانی ایران نزدیک است . بودا در سحرگاه بود که به ستاره ای روشن نگریست و به گونه ای شهودی بودا ( روشن و آگاه ) شد . الهام شاعر هایکو سرا کاملاً آسمانی و علوی است ، نه انسانی و زمینی . در واقع ، شعر چون پیکی پرنده وار به شاعر می رسد ، نه آن که شاعر به قصد شعر بسراید و در این رهگذر ، راستکاری ، صداقت ، پاک دلی و شیفته جانی از نخستین شرایط گام سپردن است .» ( ص 205 )

 چند شعر از متن کتاب :

 

( چین : )

به ماه بنگر

 و در آرزوی کسی باش که در دور دست هاست

( جانگ جیولینگ 673 _ 740 م )

 

ماه می درخشد

                                 بر دریا

نگاهش می کنیم از دور دست ها

گلایه از شب دراز گیسو ؟

بر می خیزی

و غم عشق در قلبت

                                      چه سنگین !

شمع را فوت می کنم

اما هنوز نور هست

قبایم خیس

                   از شبنم سپیده دمان

این مهتاب شیری را

نتوان به دستت سپرد

به بستر می روم

غوطه ور

                             در رؤیای شیرینت !

  *******

  گل ارکیده

( چیان چیانی 1582 _ 1664 )

 

نه در کنار هم

که دل در دل هم

چه خوشبو این چمن

                              به سان گل ارکیده !

برعکس علف های کنار دریاچه

چشمان شبنم زده اش

هر لحظه می نشیند

در قلب دلدار .

  *******

 

خورشید

( آی چینگ 1910 _ 1996 )

 

از گورهای عهد قدیم

از اعصار ظلمت

از جویبار مرگ انسانیت

کوهساران بیدار خواب

به سان چرخ آتش بر تل روشن

خورشید می غلتد به سوی من ...

با پرتو شکست ناپذیر

به زندگی نفس می بخشد

درختان را وا می دارد

که در برابرش به رقص درآیند

و رودها را وا می دارد

که فرا جهند با ترانه و آواز. 

چو خورشید فراز آید

صدای حشره های خواب آلوده را می توان شنید

در اعماق زمین

مردم بلند حرف می زنند در میادین

شهرها از دور به او اشاره می کنند

با برق و فولاد .

آنگاه سینه ام شکافته می شود

به دست آتش

روح پوسیده ام را

رود به دور دست ها پرت می کند

و من دوباره ایمان می آورم

به رستاخیز انسانیت .

   

*******

( ژاپن : )

ریوکان

 ( 1757 _ 1831 م )

1

در کاسه گدایی ام

بنفشه ها و قاصدک ها

با هم آمیخته اند :

اینهاست پیشکش هایم

برای بوداهای سه جهان .

 

2

نسیم فرح بخش

ماهٍ رخشان

پس بیا با هم

شب را تا صبح

به رقص درآییم

واپسین رقص پیری !

*******

دو گیتی

دو گیتی در سر دوستی شد

 و دوستی در سر دوست ،  

اکنون نمی یارم گفت که این منم یا اوست * 

« خواجه عبدالله انصاری »

چون با تو از ستاره ای سخن می گویم

که هر شامگاه بر آسمانش می بینم ،

می گویی :

آری من نیز می بینم

                                       چنان که تو .

و آنگاه که چشم می دوزم

به پرنده ای که برفراز شاخه های کهن

                                آشیانه ای می جوید ،

به سخن می آیی : که می بینم

                                    چنان که تو .

شاید خود یکی است ،

پیدا و نهان ٍ دنیایی که من می بینم

و تو نیز .

آیا ما یک دل و دو نگاه نیستیم ؟

و آیا نمی توانم

دیدن را به نگاه تو اعتماد کنم ؟

چشم هایم را می بندم

دنیای من ناگهان محو می شود

اما دنیایی مشابه

همچنان در چشمانت ادامه دارد .

*******

شاعر گمنام

هر چند مطمئن ام

که او نخواهد آمد

در پرتو نور شامگاه

وقتی نیلوفرها جیغ می کشند

کناردر می روم

و منتظر می مانم .

 



تاريخ : جمعه ۱۳۸٥/٦/۱٠ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن