_ دیروز به طور جدی شروع کردم به کار کردن روی پروژه ای که بیش از یه ماهه دارم بهش فکر می کنم :

قبل عید آدرس کتابخونه های نزدیک رو از اینترنت درآوردم . با یکی از دوستای محلی م هم که صحبت کردم گفت « ع ا » بهتره . خودم هم دیروز چک کردم دیدم واقعا هم کتاباش بیشتره ، هم نزدیکتره هم حق عضویتش کمتره !

متاسفانه مدارک کافی همرام نبود وگرنه همون دیروز عضو می شدم . برای همین با خودم قرار گذاشتم همین امروز _ مثلا  در عرض چند دقیقه دیگه / البته بعد خوردن چایی م ؛ سلام پرکلاغی جون _ برم عکسو بدم بهشون و رسما بعد چند روز بتونم کتاب امانت بگیرم .

توی مخزنشون هم چند تا کتاب از ایزابل عزیزم دیدم :) :) *آیکن برق زدن چشما*

تو کار خودم موندم که این چند سال پس من چیکار می کردم ؟؟ از لحاظ اینکه تکونی ندادم به خودم تا برم عضو کتابخونه بشم !! مساله اینه که من هنوزم چندین فایل پی. دی. اف. کتاب نخونده دارم و همین طور هم کتابای خونده نشده توی قفسه های کتایخونه . شاید دلیلش همین بوده :

_ آهنگ این روزام : تراک 1و 6 و 8 « عاشقانه ها » از احسان خواجه امیری و از دیروز هم« ای جونم» با صدای سامی بیگی .

وقتی م خسته شدم بالطبع بر میگردم سراغ یانی های محبوبم :)



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱/٢٧ | ٩:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن