زمانی مثل حالا، که مثلاً حال جسمی م خوب نیست، یکی از لاک هایم فعال می شود و مثل حلزون در هزارتوی این لاک مخصوص می پیچم و از تنهایی و سکوت لذت می برم. انگار بیماری نباشد، زنگ تفریح باشد. یکی از کارهایی که خودش را سخت لذت بخش نشان می دهد، فیلم دیدن است. آن هم فیلمی که خاص باشد! حلزون سخت پسند، سخت پسندتر می شود و می خواهد هزارتو حال و هوایی متفاوت تر پیدا کند.

همین امروز، از سر صبح، خار خار فیلم خاص حلزون را دنبال آن انداخته؛ حلزون می گوید دلش فیلمی می خواهد که بیشتر محیط خانه و پشت میز نشستن و فضاهای آرام و ساکت داشته باشد، آدم فیلم هی بنشیند با خودش فکر کند، ماجرای سریع و پرهیجان نداشته باشد، خلاصه کارهایی بکند که ژنرال حلزون در این هزارتوی امروزی هم به فکر فرو برود.

بالا و پایین کردن ها به نتیجه نرسیده و دست آخر، حلزون را قانع کردم یکی از ندیده های پدرو جانمان را ببینیم.

 



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٤/٢/٢۸ | ۳:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن