شخصی که بیشتر سمَت استادی برای من دارد تا دوستی، بهتر است بگویم «آموزنده»؛ نوعی تعلیم دهندۀ غیرمستقیم... همیشه اصرار دارد در این دنیای پر از امکانات که بیشتر اوقات شبانه روز موتور جستجو مقابل چشمانمان است، باید و باید به جای پرسیدن مستقیم، جستجو کنیم. بارها شده ملت زیر مطالبش پرسیده اند: این که نوشتی چیه؟ فلان چیز یعنی چه؟ و .. و ایشان خیلی راحت پاسخ داده اند: گوگل کن پدر جان! که البته کاااااااااملاً درست است و منطقی و .. این هم یکی از چیزهایی بوده که ازش یاد گرفته ام.

از قدیم می گفته اند: بپرسید. ولی امروزه دیگر به جای آموزش پرسیدن، باید آموزش از کی/چی پرسیدن هم بدهند.

*نکته ای کنار این مطلب در ذهن من جا خوش کرده؛ اینکه گاهی پرسیدن از فردی صرف پرسیدن نیست. احساس می کنی باب مکالمه ای باز می شود و .. من گاهی از این راهکار استفاده کرده ام. این را قبول دارم که  همیشه نباید پای موتور جستجو درمیان باشد.

اما وقت و نوع و .. آن مهم است. کوتاه اینکه پرسش نباید آزارنده و بی موقع باشد.



تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳۱ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن