اگر در این زمینه‌ها به من امکان انتخاب می‌دادند، از میان پیامبران، حضرت سلیمان بودن را انتخاب می‌کردم ــچون باباشان پیامبر معروفی بودند، خودشان هم پیامبر بودند هم پادشاه، قالیچة پرنده داشتند (این از همه مهم‌تر است)، زبان حیوانات را می‌دانستند، جن و غول و انس خدم و حشمشان بودند، ... (خیلی شبیه جادوگرها بودند ایشان؛ منتها جادوگر به‌معنای خوبش نه، آن‌طور که جاافتاده، بد)ــ و از بین عرفا ابراهیم ادهم بودن به ذائقة من می‌خورد ــچون شاهزاده بودند و دو سبک زندگی را تجربه کردند؛ رفاه و ترک خودخواستة آن ــ و ابوسعید ابوالخیر ــچون از دیدگاه‌ها و حرف‌هاشان خیلی خوشم می‌آید و اینکه هردوشان اهل عرفان سبک خراسانی‌اند (اهل بسط) که برای من مطلوب‌تر از سبک عراقی (اهل قبض) است.

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩٦/۳/۱۱ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن