دیروز غروب، تو باجۀ خودپرداز خلوت سرراهم،

آدمی جلو من ایستاده بود که انگار اصلاً به روح اعتقاد نداشت

بدون احساس اتلاف وقت نفر پشت سری ش

داشت از باجه قزل آلا صید می کرد!

 

* الآن بهتر نوع نگارش و بعضی حرفای براتیگان رو تو اون کتابش درک می کنم.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٤/۸/۱٢ | ۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن