وقتی برگشت به شهرزادگفت:

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

کیـــــــــــــــــــف کردم! امیدوارم کارگردان توانسته باشد در همین حدواندازۀ شخصیتی که خلق کرده، پیش ببردش.

__ بزرگ آقا (آقای دیوان سالار)، شخصیت منفی و قدرتمند سریال شهرزاد، که تا اینجا خوب شکل گرفته. البته جاهایی بوده که دست و پا بسته حرکت کرده (نمی شود انتظار بیشتری هم داشت). ترکیبی از اشرافی گری به شدت سلطه جو و افزون خواه، با گذشته ای نه چندان روشن و کابوس هایی که پا در گذشته و آینده دارند: تصادف دلخراش چندسال پیش و وضعیت دختر و دامادش (برادرزاده ش). این دو اتفاق هم دست به دست هم داده اند تا به شهرزاد پیله کند. اما داستان توی ذهن من خطوط نانوشته ای دارد:

بزرگ آقا عاشق شهرزاد است چون شهرزاد، بین زن هایی که تا حالا دیده، تنها زنی است که  جلو او درآمده، با منطق. باهوش است. پس بزرگ آقا می خواهد با او دست و پنجه نرم کند. اعتقاد دارد زن ها باید عقب نگه داشته شوند. حالا می بیند یکی از همان ها پااز محدودۀ تعریف شده فراتر می گذارد، به جاهایی که نباید. بزرگ آقا دلش می خواهد شکستش بدهد. برای همین خوارش می کند. تو موقعیتی می گذاردش که خودش برای بدبختی ش تصمیم بگیرد. منظورم از «عشق» هوس نیست، همین که نیرویی بیرونی آدم را به چالش بکشد و درظاهر، با خود آدم درتضاد باشد و درنهان، ریشه ش از همان منبعی سیراب شود که ذات خود آدم هم، این پنجه در پنجه افکندن از چیز دیگری خبر می دهد.

اطمینان دارم بزرگ آقا، اگر قدری جوان تر بود، قباد را نمی انداخت وسط. داشتن فرزندی که خون شهرزاد در رگ هایش باشد خیلی اطمینان بخش و وسوسه کننده است.

علی نصیریان جان هم بهترین «بزرگ آقا»ست!

___ ای قباد! خوب کسی را برای این نقش انتخاب کرده اند! به نظرم ترکیب شهرزاد-قباد خیلی دوست داشتنی تر از شهرزاد-فرهاد است. می توانم امید داشته باشم که قباد آدم هم بشود!

*وقتی تو آینه چشمش به خودش افتاد و به لبخند شیطنت بارش گفت: «کووفت»!

____ فرهاد جان! شما ناراحت باش، افسرده بشو، مدتی قاطی کن اصلاً. ولی باز صدرحمت به اوضاع تو! تو فقط چیزی را از دست داده ای، هرچقدر مهم و باارزش، آزادی نسبی ات را داری. ولی شهرزاد چه؟ تازه، زن هم هست. آن هم زن دهۀ 30.

* اما مطمئنم این شهرزاد شاهکارهای بیشتری خلق می کند در زندگی ش.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٤/٩/۳ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن