_ همسر ببر داره جالب تر میشه. فصل قصاب رو خیلی دوست داشتم. تقریباً طوری بود که آدم بتونه تصور کنه ایزابل آلنده خیلی بپسنده!منتها، الآن دیگه به جزئت می تونم بگم نثر ترجمۀ کتاب مبتلا به سرطان در بخش زبان مقصده! فارسی ش اصلاً خوب نیست.

__ از خونۀ یکی از همسایه ها بویی میاد شبیه همبرگر پر از ادویه. بیش از یه ساعته احساس می کنم تو رستوران آقای خرچنگ نشستم و هر لحظه ممکنه باب اسفنجی بیاد و از مشتریا بپرسه از شامشون راضی بودن یا نه.

___ اتفاقی [فیلم Spy] رو دیدم که بعد فهمیدم خیلی هم جدیده (2015). یه طوری بود که هرچند دقیقه هی می خندیدم. خیلی بامزه بود. از اون خانوم کپله هم خیلی خوشم اومد (ملیسا مک کارتی). جود لا هم بازی می کرد. کلاً هنرپیشه هاش و کاراشونو دوست داشتم. دلم می خواد 1-2 بار دیگه م ببینمش.



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/٢٢ | ٧:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن