خیلی وقت ها، کسانی که با قدرت ادعا می کنند مثل نسخه های نسل قبلشان نمی شوند و معمولاً هم با آنها در کشاکش هستند، در اولین فرصت این شباهت فاجعه بار را به نمایش می گذارند؛ مثل کش تنبان رجعتی دردآور و ناگزیر دارند.

مرحوم گلشیری خوب گفت که «اگر مواظب نباشیم شبیه پدرانمان می شویم».

_ حالا این شبیه بودن بد/ خوب نیست لزوماً. جدال با آن راه درستی نیست. باید چیزهایی را پذیرفت و با آنها کنار آمد؛ یا در خودمان حل کنیمشان یا راهی برای کنار زدنشان پیدا کنیم.

__ یاد نسخه های «نفی کننده ولی مشابه والدین» ی افتادم که در زندگی م دیده ام. و این سؤال که «من شبیه که هستم؟»

___ بعدش تازه حرف این پیش می آید که کدام شباهت ها خوبند و کدام ها را باید فکری به حالشان کرد.

...



تاريخ : جمعه ۱۳٩٤/۳/۸ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()

کریستین و کید رمان عاشقانه ای است که نویسنده اش _  گلشیری _ آن را در ردۀ رمان های نو فرانسه قرار داده است . او نوشتن این رمان را ابزاری برای شناخت احساس خود می دانست و از طریق آن عاشق بودن خود را درک کرد . رمان در هفت فصل ، و در هر فصل با بندی از کتاب مقدّس آغاز شده که یک روز از هفت روز آفرینش را بیان می کند .

نویسنده به جای ایجاد تعلیق و ماجرا در داستان ، سعی می کند جنبه های پنهان ماندۀ مسایل را کشف کند . در ظاهر جملات می بینیم که نحو جملات تغییر کرده ؛ در هر جمله کلمات معترضه که تأکیدی هستند ، با تأخیر بیان می شوند و مانع اطلاع رسانی دقیق و کامل جمله ها می شوند ، به آنها عدم صراحت و ابهام می بخشند و کمتر جمله ای است که صریح و واضح مفهوم خود را منتقل کند .

دلیل ذکر بخش هایی از تورات در داستان مانند تقلید از خلقت است ( صد سال داستان نویسی ایران ؛ میرعابدینی ؛ ص ۶٨٣ ) ؛ همچنان که خداوند آسمان و زمین و انسان را آفرید ، نویسنده نیز ضمن زیستن و تجربه کردن ، داستان آن را هم خلق می کند ... و با خلق داستانی یا بخشی از داستان سعی می کند که همان داستان در واقعیت ، همان طور که او رقم زده تکرار شود .

****************

[ اسدالله روح ها را می بیند ! ]



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳۸٧/٦/۱٩ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن