smelly cat, smelly cat

what are they feeding you?

smelly cat, smelly cat

it's not your fault

موقعیت: وقتی چیزی می خوری که بعدش کلی به خودت غر می زنی بابت خوردنش!

این خمیر پیراشکی مزۀ کوفت می دهد! واقعاً احساس می کنم از یک مشت نان کپک زده و مقوا درست شده! 5 دقیقه از خوردنش گذشته بود که انگار محل اتصال مری به معده ام با چیزی مثل اسید رقیق نوازش می شد. نه دردی و نه سوزشی، فقط حس خورده شدگی آن ناحیه با اسید!

*یکی از آهنگ هایی که فیبی توی بار می خوانَد (فرندز).



تاريخ : پنجشنبه ۱۳٩٤/٦/٥ | ٩:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()

وقتی فصل 3 Friends تمام شد و باقی آن در دسترسم نبود، کم کم برای آن 6 نفر و ماجراهایشان دلتنگ شدم. برای اینکه ریچل و راس را سرزنش کنم و از فیبی و مانیکا خوشم بیاید و با شیطنت های چندلر و جویی بخندم.

از دیروز به خودم لطف کردم و دارم آرام آرام، مثل قبل، ادامه ش را جمع می کنم. امروز هم اپیسود اول را دیدم و حالم حسابی جا آمد.

تا قبل از Friends دیدن، از Reba و Dharma & Greg خیلی خوشم می آمد. الآن دیگر به Friends هم همان قدر فکر می کنم، شاید گاهی قدری بیشتر. با اینکه آن دوتای اولی باری من چیز دیگری هستند، در Friends چیزی وجود دارد که قوی تر و جذاب تر است.

پ ن: اُرسُلا خیلی خر است!



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩٤/٦/۳ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سنـدباد | نظرات ()
  • قالب وبلاگ | گسیختن