جاوید !

دیروز عصر یکی از بچه مدرسه ای ها برگشت وسط خیابون ، بلـــند دوستشو صدا کرد :

_ جــااااویـــــد !

..

یه بچه گربۀ پشمالوی راه راه خاکستری یه دفه آنچنان وسط خیابون ایستاد و با چشای درشت و پرسشگر به دور و بر نگاه کرد که یه لحظه فک کردم شاید اونو هم توی خونه صدا می کنن « جاوید » !

خیلی شبیه این بود :)

/ 3 نظر / 7 بازدید
پرکلاغی

ای جاااااااااااااااان! دارم همچین صحنه ای رو تصور میکنم و میخندم، اونم تازه یه بچه گربه خاکستری! چه شود! راستش منم مشابه همچین صحنه ای رو دیدم، وقتی یکی با صدای بلند حرف میزنه و یه گربه اون اطراف برمیگرده با تعجب نگاه می کنه. شاید هم اسم این پیشول جاوید بوده، از کجا معلوم :))

پرکلاغی

من هی میام توی وبلاگت، هی این پیشی خنده دار رو میبینم، هی میخندم میرم. اصلا از وقتی گذاشتش اینجا نمک وبلاگت 5 برابر بیشتر شده! جونم!

مریم

[خنده][قهقهه] وای خدا...تصورش خیلی خنده داره...گربش اسم و رسم دار بود...