آخرین اژدها

مدتی پیش از شبکۀ چهار برنامۀ مستندی به نام « آخرین اژدهایان » پخش شد که به ارتباط خزندگان امروزی و افسانه هایی که از اژدها در بین مردم ملل مختلف باقی مانده ، اشاره می کرد . بخش هایی از آن برنامه این جا نقل می شود :

به طور کلی پیدا شدن فسیل ها و استخوان های مربوط به جانوران عظیم الجثه مانند دایناسورها ، سبب شده مردم قدیم وجود اژدها را در ذهن خود شکل دهند و باور کنند . 

دو دسته اژدها در اذهان شکل گرفته ؛ یکی خوب و یکی بد . اژدهای شرق ، حیوانی بلند مرتبه و نگاهبان سرزمین های افسانه ای به شمار می رود .

امروز اژدها نشانۀ عقل ، شانس و خوبی ست . آنها به واقع مورد احترامند و منزلتی خداگونه دارند . در برابر اژدهای خوب شرقی ، اژدهای غربی مظهر پلیدی و جنایت است . این دیدگاه در بین مسیحیان قدیمی قوّت بیشتری داشت . کشتن اژدها نشانۀ پیروزی مسیح بر شیطان بود .

اژدهای قرون وُسطی با دندان های بزرگ تهدیدی خطرناک برای پهلوانان افسانه ای بوده است . یکی از داستان های قدیم اروپای شمالی دربارۀ شجاعت پهلوانی افسانه ای موسوم به زیگفرید جنگجوست که در آن زیگفرید برای دستیابی به یک گنج بزرگ ، باید اژدهایی وحشتناک را از بین می برد . پس از کشتن اژدها ، زیگفرید لباس رزم را از تن درآورد . خود را در خون اژدها شست که خاصیت جادویی داشت ، تا بدین ترتیب روئین تن شود و جاودان بماند . اما برگی که در هنگام استحمام بر روی پشت او [ بین دو کتفش ] افتاد ، مانع جاودانگی او شد . اگرچه زیگفرید جاودان نماند ، افسانۀ اژدها همچنان تا امروز پابرجاست .

[ * ضحاک نیز برای رسیدن به بی مرگی و جاودانگی ، در حوضچه ای از خون خود را شست . شاید به همین دلیل باشد که فریدون ، او را نکشت ؛ بلکه در کوه البرز به بند کشید تا در آخرالزمان از بین برود .

از طرف دیگر همۀ روئین تنان نقطه ضعفی دارند : هنگامی که مادر ِ آشیل او را برای روئین تن شدن در رودخانه شست و شو میداد ، چون پاشنۀ پاهای او را در دست گرفته بود ، آن قسمت از بدن او از آب رودخانه مرطوب نشد . سرانجام پاریس در جنگ تروا ، باتیری که به پاشنۀ پای آشیل زد ، وی را از پای انداخت . اسفندیار نیز در کودکی ، هنگام استحمام در آبی که وی را جاودانه می کرد ، چشمان خود را بست . از این رو بود که رستم توانست با پرتاب تیری به سمت چشمان او ، وی را از میان بردارد . ] 

شاید مارهای امروز شکلی ظریف تر از مشخصه های اژدها را داشته باشند : علائم عجیب روی پولک ها ، زبان دوشاخ لرزان ، چشمان نافذ ، سرهای شگفت انگیز و قدرت تغییر شکل و ناپدید شدن . این مشخصه ها باعث شده است که مردم به اژدهای شرق احترام بگذارند و حتی تا امروز نیز آن را نماد حمایت و قدرت نگاه دارند .

استخوان اژدها در بازارهای چین ، به جهت خواص دارویی اش از اقبال خوبی برخوردار است . مردم بر این اعتقادند که آسیاب شدۀ آن موجب تقویت می شود ، اعصاب را آرامش می بخشد ، به خوابیدن کمک می کند ، روح معنویت را اعتلا می دهد و افسردگی را از بین می برد . مثل اژدهای شرق ، داروهای چینی نیز در مدار همنوایی و همکاری جهان طبیعت می گردند .

اژدهای مارگونۀ شرقی مشخصه های غیر مارگونه نیز دارد . استعداد و دندان . شاید اکتشاف چنگال های عظیم را بتوان در ایجاد ذهنیت ِ وجود اژدها مقصّر دانست . ولی احتمالاً آن ها هم بازماندۀ جانوران پیش از تاریخ هستند .

بناهای تاریخی گویای جایگاه خاص این جانور در تاریخ زندگی انسان است . مصریان باستان به احترام این جانور _ که از او وحشت داشته ،  او را محترم می شمردند _ معابد متعددی در کرانۀ رود نیل ساخته اند . این جانور خدای خاص خود را داشت : سوبیک ، خدای تمساح . در برخی از این معابد کاهنان نمایش هایی از غذا دادن به تمساح اجرا می کردند . اژدهای سوبیک در نیل بزرگ مسکن داشت . مصریان باستان بر این باور بودند که از دیدگاه خدایان ، انسان و حیوان ارزش یکسانی دارند و آثار باستانی بازمانده از آن دوران ، خود گواه این مُدّعا هستند . از طرف دیگر آن ها به جانوران برتر نیز باور داشتند . دیوارهای مقبرۀ پادشاه آمِن هو تپ نشان دهندۀ تصاویر مارهای بالدار است که هم اندازۀ انسان هستند . بنابر باور مصریان باستان ، زمین در تملّک مشترک آدمیان و جانوران است . سازندگان این مجسّمه ها هرگز تصوّر نمی کردند که آیندگان ِ آن ها ، تمساح های مقدّس را تا حدّ نابودی شکار کنند . هم زمان با برپایی این دوره از امپراتوری مصریان ، در سرزمین ایران نیز تمدّن جدیدی شکل می گرفت .

در رودهای بابل ، دروازۀ معروف ِ ایشتار از دل خاک بیرون آورده شد . این آثار به تصاویر سه حیوان آراسته بود ؛ شیر ، سگ های وحشی و حیوانی ناشناخته دُم و گردن دراز ، پوست پولکی شکل و یک شاخ . این موجودِ افسانه ای شاید بر مبنای داستان های مسافران شکل گرفته بود . بابـلی های آن دوران به افریقای استوایی سفر می کردند و شاید داستان اژدها از آن جا سرچشمه گرفته باشد . حتی مردم محلّی آن جا امروز نیز بر این باورند که میکولی مِمبۀ خوفناک هنوز در اعماق جنگل های گرم و مرطوب و در برکه های لیکوالا زندگی می کند . داستان های مربوط به وجود اژدهای آبی را به سختی می توان به اثبات رسانید ولی مستندات زیادی وجود دارد که حاکی از وجود جانوران دریایی عظیم الجثه است .

داستان های غربی مملو از موجوداتی ست که بدن هایی کشیده و مارگونه دارند . رومی ها علامت اژدهای مارگونه را برای خود انتخاب کرده اند . با گسترش امپراتوری روم ، کـِلت ها نیز این علامت را پذیرفتند که امروز بر پرچم ملّی ولز دیده می شود .

در بیرون از کلیسا اژدها نشانه قدرت و شجاعت بود . رومی ها در زیر ِ نشانه های اژدها شکل ، رژه می رفتند . تصویر اژدها بر روی سپر ِ جنگاوران نشانۀ حامیان روم بود . پیش از آن در شمال ، وایکینگ ها _ جنگاوران دریا _ مجسمۀ سر ِ اژدها را در پیشانی ِ کشتی های خود قرار می دادند تا بدی ها را از خود دور کنند و در دل دشمنان هراس بیفکنند . داستان های زیادی از اژدهایان ِ دریایی ترسناک تألیف می کردند و بر این باور بودند که با اشکال و مجسمه های آن ها می توانند اژدها را در محلّ خود نگه دارند .

اژدهای غربی ، بر خلاف اژدهای شرقی ، بال دارد . آزتک ها به احترام خدای مارگونه و بالدار خود ، نام او را بر بزرگترین دایناسور پرنده نهادند . در دنیای امروز مارمولک هایی با بال های ظریف و کوچک وجود دارند که شاید منبع این ذهنیّت ، یعنی بالدار بودن اژدها ، شده اند . اژدها نمادی محترم برای تمدن های باستانی امریکای جنوبی نیز بوده است . خدای مارگونۀ مایا ها به نام کوکولپان ، هیبتی چون مار گـُزیده بود ؛ درست مانند اژدهای چینی ها . مایا ها نیز همچون مصریان باستان ، طبیعت را محترم می شمردند و حیوانات را می پرستیدند . اما فرهنگشان نیمه ای تاریک نیز داشت . جنگ و قربانی کردن انسان بخشی از زندگی روزمره شان بود .

خزنده هایی به نام ایگوانا ، شاخ ها و تاج هایی دارند که در تصاویر مربوط به اژدهایان مشاهده می شوند .

در شهرها و روستاهای اروپا تصاویر اژدها مشخصه های یکسانی دارند . اژدهای غربی چنگال هایی مانند چنگال های شیر دارد که در نبرد بتواند از آن ها استفاده کند . اژدها معمولاً تجسّمی از نبرد میان خوبی ها و زشتی هاست . برخی دانشمندان بر این عقیده اند که انسان از خزندگان وحشتی ذاتی دارد . اما این وحشت از کجا سرچشمه گرفته است ؟ آیا دورانی در زندگی بشر بوده است که انسان و خزندگان کوه پیکر رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند ؟

در استرالیا زمان و مکانی وجود دارد که شاید روزی در آن ، انسان و اژدهایان عظیم الجثه با یکدیگر مقابله کرده اند . اَوریجن ها حدود چهل هزار سال پیش به این قارّه پا نهادند . تقریباً در همان دوران یک مارمولک غول پیکر به نام مِگــِلینیا _ با طولی بیش از پنج متر و وزنی بیش از نیم تُن _ در این سرزمین نامهربان زندگی می کرده است . این جانور احتمالاً از جانورانی که به اندازۀ اسب های آبی تنومند بودند تغذیه می کرده ، از حمله به انسان و خوردن او ابایی نداشته است .

در برخی جزایر اندونزی عموزاده های نیبولــِنیا زندگی می کنند که در واقع آخرین اژدهایان به شمار می آیند و بزرگترین مارمولک های روی زمین اند . نامشان اژدهای کُمودو است با طولی بیش از سه متر . آن ها اغلب لاشخورند و تا کنون گزارشی از حملۀ آن ها به انسان دریافت نشده است . امروز نسل این جانور توسط انسان به خطر افتاده است . آیا آن ها نیز روزی به افسانه ها خواهند پیوست ؟

بازدم اژدهای کمودو متعفن است . بازدم اژدهای افسانه ای نیز دود به همراه دارد . اژدهای افسانه ای با نفس خود آتش به بیرون می دهد . در زندگی واقعی تنها یک جانور وجود دارد که نامش با آتش همراه است و آن سمندر ِ آتش است . مردم قرون وسطی بر این باور بودند که این جانور حتّی می تواند آتش ایجاد کند . این در حالی است که رنگ های روی بدن او به شکارچی می فهماند پوست بدن حیوان ، زهرآبه هایی بدمزه دارد . البته این گونه اعتقادات در مورد سمندر مدتهاست که ازبین رفته است . اما باور ِ اژدهایان از قدیم در اذهان شکل گرفته است و علم به ما آموخته که هیولاهای گذشتۀ پدران و اجداد ما ، اژدهایان امروزند . تمامی این جانوران شکل دهندۀ باور آدمی در مورد اژدها هستند . اژدها جانوری افسانه ایست که علم توجیهی برای آن ندارد . میراث در برابر گذشت زمان و تاریخ مقاومت کرده است ولی آیا می تواند برای همیشه باقی بماند ؟

ممکن است که اژدها دندان ها و چنگال هایش مانند خزندگان امروز باشد ، اما این خزندگان بر خلاف اژدها ، به دفاع از خود در برابر فشارهای انسانی قادر نیستند . در ذهن انسان اژدها همواره یک نیروی نابود ناشدنی به شمار می رفته و فقط قوی ترین و شجاع ترین افراد می توانستند او را شکست دهند . در واقع آیندۀ خزندگان امروزی در دست ماست . ما توانسته ایم در طی قرون و اعصار اژدهای افسانه ای را زنده نگه داریم . اما آیا می توانیم اژدهایان ِ زندۀ امروز را برای آیندگان ، زنده نگاه داریم ؟ 

/ 6 نظر / 3 بازدید
هلن

سلام اميدوارم كه بتونيم.

بهار

کيهان عزيز چقدر دلم می خواست يه مطلب علمی خلاصه و کافی در مورد خزنده ها بخونم و تو اينکار رو آسون کردی. کارت عالی بو د. پست قبلی هم همينطور. منم يادمه که توی دوران راهنمايی با ربکا به خانم دوموريه علاقه پيدا کردم و تا کلی وقت ازش کتاب می خوندم. مثل تنهايی يا يکی دو تای ديگه که الان ديگه يادم نمونده و البته به زيبايی ربکا هم نبودن. هميشه يکی دوتا از آثار نويسنده هست که شاهکار و اثر موندنی اون می شن. درسته؟ از لطف و محبتت هم سپاسگزارم که به من سر می زنی و کاممنتهای دوستانه ميذاری برام

سارا

سلام دوست خوبم دلم خيلی برات تنگ شده اميدوارم حالت خوب باشه

مهتابی.

خوبی؟...کجايی؟...ما کم پيداييم يا شما........در هر صورت کلی دلتنگ بوديم

الهام

عجب مطالب جالبی بود... اعتراف ميکنم که حدود ۹۰٪ شان را نميدانستم. خصوصا قسمت مربوط به پاشنه ی آشيل اسفنديار و... تبريک ميگم مطالعات تو درباره ی تاريخ و تمدنها بايد خيلی وسيع باشه... به هر حال مطالب مفيدی بود .ممنون