مرخصی

تا مدتی نخواهم بود

خوبم، سرم شلوغه اما بازم وقتشو دارم بیام اینجا

مسئله نت هست که باید دوباره راه اندازی بشه برامون

نمیدونم چقد طول میکشه بهمون قول ده روز تا یه ماه رو  دادن

من که امیدوارم حتی زودتر از ده روز باشه

فعلا یه خدافظی کوچولو تا بازگشت زود ایشالله

خوش باشید و جوهری و کاغذی!

/ 2 نظر / 8 بازدید
مریم

یک ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه..[دروغگو] چقدر بد.[ناراحت] ولی اشکال نداره..یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور..[لبخند] ولی من غم میخورم..اه اه چقدم بد مزه است[اوغ]

مریم

باشه نمیخورم..[لبخند] آه ه ه ه ه ه.. سندباد عزیزم،دلم برایت خیلی تنگ میشود..دردناک است که نتوانی با دوستت حرف بزنی،ولی من تحمل میکنم به قول سارا کورو: «من قول داده ام تحمل کنم و این کار را میکنم.آدم باید سختی هارا تحمل کند،همانطور که سربازها سختی هارا تحمل میکنند.پاپای من یک سرباز است اگر جنگ شود،پاپا باید قدم رو برود و تشنگی و زخم های عمیق را بدون گفتن کلمه ای تحمل کند.» امیدوارم به راحتی بتونی پلی به قلعه رویاها بزنی و بتونی در دنیای جوهری جایی لا به لای کلمات برای خودت باز کنی،و جوهر زندگانی ات همیشه پر باشد و تخلیه نشود،در عوض امیدوارم گور امیدهای مدفونت تخلیه باشد..[ماچ][قلب][گل][لبخند]