" باز سودایی شدم من ای حبیب" !

بعضی از بخشهای ذهنم که نشونه ی بارز شلختگی در اونها مشهود بود رو دارم درست می کنم و پیشرفت هایی حاصل اومده ؛ اما برعکس  یکی  از گوشه های دیگه دچار آشفتگی خطرناکی شده !

مساله اینه که توی این یه ماه اخیر چهار کتاب رو دست گرفتم ودوتاشون نیمه کاره رها شدن ، یکیشون همه ش بهم سیخونک میزنه ولی منتظر یه موقعیت مناسب هستم تا ادامه ش بدم و این همانا کتاب محبوبم " نغمه ی یخ و آتش " هست و از رها کردنش بی اندازه شرمسارم . ولی واقعا فرصتشو ندارم ! اونی که داره به خوبی پیش میره ، جلد اول "آنی شرلی "عزیزم هست که پریروز منو از عمق یه فاجعه نجات داد و یه بار دیگه بهم ثابت کرد هر کتابی ناجی لحظات دردناک خاصی می تونه باشه ، فقط باید خودتو در فضای واژه ها رها کنی ...

_ امیدوارم کائنات نهایت تشکر و تواضع منو خدمت حضرات ؛ بانو ال.ام. مونتگمریِ مرحوم _ نویسنده _  و آقای سولیوان که مجموعه های بی نظیر "قصه های جزیره" و " آن شرلی " رو تولید کرده برسونن . 

* عنوان ، بیتی از مولانا ی عزیزدر مثنوی .

** توضیح عکس: آنی به تصویر خودش در پنجره خیره شده . اسم این تصویر رو کیتی موریس گذاشته و درواقع ناجی لحظه های فاجعه آمیززندگی آنی بوده .

/ 5 نظر / 8 بازدید
Parkalaghi

وای آن شرلییییی!!

سوسن

مصرع دوم این بیت دوم مولانا رو هم میشه بنویسی؟

صبا

من 4 جلد رو چندین سال پیش خوندم و بسیار دوست داشتم[لبخند] این که چند کتاب رو هم زمان بخونم ... عادت من هست ... مگه بقیه کارهامون این طوری نیست ... خو چه اشکالی داره[پلک]

سوسن

سلام يه سر بيا وبلاگم و هر سوالي دوست داشتي ازم بپرس

عشق و جنایت

منم عاشق کتاب هایی هستم که داستان زندگیشون زندگی من رو عوض می کنه. اگه دوست داری یک نمونه ایرانیشو بشناسی بیا پیشم دوست جون