از آن سوی مرزها

« زبان » را اگر به کار نگیریم تحلیل می رود ؛ می شود مثل الآنِ من که نمی توانم بی ترس و لرز بهش اتکا کنم . پر از شکستگی و جراحت ، که از پیش خم و ناراستی هم داشته .

"کلارا" ی درون

***

نگاهت سیر است

با همه ی جانها که به عمق خود فرو می کشد

میل به هیچ کدام ندارد .

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید