گزارش فیلم

عادت داشتم هر فیلمی که دیدم درموردش بنویسم.. طی این زنگ تفریح که برای خودم قائل شدم _دیگه داره به یه هفته می کشه_ با دیدن چند فیلم و چند اپیسود سریال های جورواجور، حال و هوایی متفاوت با این سه ماه و خرده ای فبل رو از سر گذروندم. هربار حیرون می موندم گزارششون رو کجا ثبت کنم، یاد اینجا افتادم.

Blue is the warmest color

فیلمی طولانی؛ از هنرپیشۀ اِما خوشم  اومد ولی شخصیتش نه. همچنین هنرپیشۀ اَدل، با اینکه زیبا بود، مطلوب من نبود. شخصیت طفلکی ای هم داشت.

از اون فیلمایی بود که یه بار دیدم بعد پاکش کردم!

 

Little women

یک نسخۀ دوست داشتنی با هنرپیشه هایی خوب.

 

Horns

دلیل اصلی دیدنش بازی دنیل ردکلیف (هری پاتر) در نقش اول بود. فیلمش م خوب بود. اشاره های جالب توجهی داشت ولی فکر کنم از اونایی باشه که اهل فن بگن خیلی قوی و نو نبود. اما من دوسش داشتم.

موقع دیدنش یک صفحه یادداشت برداشتم ولی فرصت مرتب کردنشو ندارم!

 

Blue Jasmine

فکر کنم این از همه شون بهتر باشه تو این لیست؛ گرچه روی بعدی تعصب خاصی دارم.

از وودی آلن، و بازی کیت بلنشت هم خیلی خوب بود.

 

Savannah

درحال حاضر دارم تماشا می کنم و هنوز تموم نشده.

/ 4 نظر / 10 بازدید
مریم

سلام سندباد جونی جونم.خوبی؟ همش دارم متناتو دنبال میکنم و بالاخره یه موضوع پیدا کردم که بهت بگم.امروز صبح تو راه مدرسه دوستم مهسا بهم گفت سریال آنشرلی داره از شبکه دو پخش میشه.انقدر خوشحالم که حد نداره.برنامه کودک زنان کوچک هم دوباره داره از شبکه پویا پخش میشه.دیروز مامانم بهم گفت و نشستیم باهم دیدیم.راستی شهر کتاب هم رفتیم.من دوتا کتاب «کتاب خانه ی سحر آمیز بی بی بوکن» و کتاب «کورالاین» رو گرفتم.هردوتاشونم تموم کردم.اون دو تا عشق کتاب هم یعنی نازیلا کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی و زندگینامه چارلی چاپلین و رها هم کتابای بلندیهای بادگیر وچندتا دیگه که یادم نیست گرفت.تو مسابقه ی کتابخوانی هم شرکت کردم.اونجا کلی کتابای قشنگ داشت که همشونو یا خونده بودم یا دنبالشون میگشتم.وقتی رفتیم طبقه ی بالا کتابای آنشرلی، پرسی جکسون،پنجگانه افسانه و ... رو دیدم. کتابای هفتگانه کلیدهای پادشاهی رو هم داشت. امیدوارم هیچ کس نخره تا من بتونم بخرم.کتابای رولینگ رو هم داشت. آوای فاخته و خلا موقت. امروز صبح هم بین خواب و بیداری بودم که یکدفعه خواب هری رو دیدم.دلم براش تنگ شده بود.وای چقدر حرف زدم خالی شدم.[چشمک]

مریم

منم خوبممم. دوستم گفت ساعت5\9.مرسییی.من که به لطف خدا امتحاناتم تا اینجا خوب بود.سر امتحان مطالعات اجتمایی یه سوال اومد وزیران معروف سامانیان را نام ببرید.منم این سوال رو یادم رفت.کم کم اشک تو چشام جمع شد و گریم گرفت.خدارو شکر معلم بهم کمک کرد و بلعمی رو یادم اومد.با جیهانی هم قهرم.با محمد بن منور و مراعات النظیر هم قهرم نامردا.اشکال نداره.بیست و پنج صدم رو ارفاق میکنه.بقیشون درسته.معلم پرورشیمون که هنوز کتابارو بهمون نداده اونوقت انتظار برای مدرسه رتبه بیاریم.منم اعتصاب کردم آزمون نمیدم.نصف بچه ها کتاب دارن بقیه ندارن.امتحانات شما چطور بود؟

مریم

وااای خداااا این سریال آنشرلی چرا اینجوریه؟آنی پدر داره.برادر ناتنی داره.چشاش قهویه.مثل آنیه من لاغر نیست.تازه سبا میگه از گیلبرت جدا شده.وای خدااا..اصلا به چه حقی از گیلبرت من جدا شد.نامرد.نمیگذرم ازش.بعدشم آنی وقتی کوچیک بود خوشگل نبود.وقتی بزرگتر شد خوشگل تر شد.ولی اینجا آنی کوچولو حیلی خوشگل و بامزه است.ولی آنی بزرگه اصلا.اصلا دوستش ندارم ولی از یه طرفم دلم نمیاد نبینمش.چون آنیه.ولی هنوزم میگم نمیگذرم ازش.

مریم

اوهوم.اصلا خوب نیست. همونی که مگان فالوز و جاناتان کرامبی بازی کردن از همه بهتر بودن.نامردا به کتابای آنشرلی عزیزم دست برد زدن.به این نوع آدما میگن دزد که کارهای دیگران رو میدزدن.ولی این آنیم پر حرفه.مامانم همیشه بهم میگه بعضی اوقات مثل آنی میشی.منم خیلی حرف میزنم.البته نه زیادا.ولی وقتی خوشحال باشم یا زیاد عصبانی باشم زیاد حرف میزنم.کلا حد تعادل ندارم.[لبخند]