سانتا جونم

دیشب لنگه راست کفشمو گذاشتم پشت در خونه .

صبح که بیدار شدم ، دیدم کفشم اومده توی خونه و یه چیزی توشه !

سانتا جونم برام یه پیغام گذاشته بود .

* می دونم کار کیه . ولی مهم اینه که خالی برنگشته توی خونه !

** توش یه هدیه بود . ولی کلاْ پیغام این ماجرا از طرف خود سانتا بود . یه روح که من خیلی دوستش دارم بازم برام نشونه فرستاده .

*** مخصوصاْ نوشتم سانتا ـ به جای بابا نوئل ـ تا اسب چوبی بدونه دوستش دارم !

/ 3 نظر / 8 بازدید
هلن

پرند جان دعوتت کردم برای بازی يلدا.بيا پست آخرم رو ببين.

نعيمه

سانتا به من هديه داد اما توی کفش جوراب جا نمی شد . هديه اش به وسعت روح يک انسان بود، یک دوست!

صميم

سلام.من كه نفهميدم قضيه اون فحشه چي بود!؟ ميگم يه راهنمايي بكن!!!!!!