دلتنگی برای Friends و وقفه بین فصل 3 و ادامه ش

وقتی فصل 3 Friends تمام شد و باقی آن در دسترسم نبود، کم کم برای آن 6 نفر و ماجراهایشان دلتنگ شدم. برای اینکه ریچل و راس را سرزنش کنم و از فیبی و مانیکا خوشم بیاید و با شیطنت های چندلر و جویی بخندم.

از دیروز به خودم لطف کردم و دارم آرام آرام، مثل قبل، ادامه ش را جمع می کنم. امروز هم اپیسود اول را دیدم و حالم حسابی جا آمد.

تا قبل از Friends دیدن، از Reba و Dharma & Greg خیلی خوشم می آمد. الآن دیگر به Friends هم همان قدر فکر می کنم، شاید گاهی قدری بیشتر. با اینکه آن دوتای اولی باری من چیز دیگری هستند، در Friends چیزی وجود دارد که قوی تر و جذاب تر است.

پ ن: اُرسُلا خیلی خر است!

/ 1 نظر / 31 بازدید
پرکلاغی

فرندز رو با دوست پرتغالی گاه به گاه میبینیم، اما نه مثل دو دختر ورشکسته (فارسیش چقدر یه جوریه) هر شب و چند تا اپیزود پشت سر هم. دلم تا مدتها بعد از دیدن مکس و کارولین براشون تنگ میشد، اما فکر نکنم برای فرندز خیلی تنگ شه، چون با حالت وابسته اصلا نگاش نکردم.