محصولات بی فرهنگ!

بابت اتفاق های فلان و بهمان که حالم گرفته باشد، متوسل می شوم به راه های نامعمول. دلم فیلم و کتاب های همیشگی را نمی خواهد چون تقریباً مطمئنم بیشتر آثار خوب و باارزش غمگین هستند و فضایی سنگین دارند.

دیدن/ خواندن بعضی فیلم/ کتاب های ناخوب  هم از همین حال و هوا حاصل می شود. این ها مثل دستمال هایی هستند که تویشان گریه می کنی و بعد می ندازی شان دور. با خودشان آثار ناراحتی و اندوه ودلتنگی را می برند و خودشان هم دم دست نیستند تا چیزی را که نمی خواهی، یادآوری کنند.

+پرکلاغی جان راست میگه؛ مثال باید زد:

چیزی که باعث شد این پست رو بنویسم، یکی از فیلم هاییه که تازه دیدم و اینجا هم درموردش نوشتم، The lovers.

برای کتاب به سختی یادم میاد، چون کتاب ناخوب رو میشه به راحتی نیمه کاره رها کرد. .. نه، هرچی فکر می کنم واقعا یادم نمیاد!

یکی دیگه از فیلم ها هم Beautiful creatures هست که بازم قبلاً نوشتم درموردش. اما به خاطر همون موردی که اشاره کرده بودم، دوست دارم همین طوری نگهش داشته باشم.

 

/ 2 نظر / 25 بازدید
پرکلاغی

یه چند تا مثال هم از این فیلما و کتابا میزدی.

پرکلاغی

منم دقیقا اسم کتابی رو یادم نمیاد که الکی و از سر تفنن خونده باشم. کتابهای کودکان هم حتی همچین تاثیری رو برام ندارن. ولی در مورد فیلمها، یادمه فیلم Hairspray خیلی خوب بود دیدنش، البته بیچاره فیلم سخیفی هم نبود. جان تراولتا با اون قد و هیکلش جای نقش یه زن بازی میکرد :))