اُژدهــا !

پارسال این روزا داشتم جلد دوم« نغمۀ یخ و آتش » عزیزم رو می خوندم

قرار گذاشته بودم با خودم که جلد 3 ش رو به زبون اصلی بخونم چون ترجمه ش نیست

ولی از همون اولش کارای مهم تری پیش اومد که فقط یه فصل رو تونستم بخونم

و انقد تجربه ش شیرین بود که انگار همین دیروز این اتفاق افتاد

الآن دلم برای جلد 2 ش هم تنگ شده.. حتی برای اولی ش ! با این که فصل اول سریال رو 3 بار دیدم همون پارسال ..

از اژدهاها دور افتادم دلتنگشونم :/

/ 4 نظر / 3 بازدید
پرکلاغی

پرکلاغی از بالای کوه فوجی سلام میرسونه و میگه به قولش عمل کرد. تند تند آپ میکنه از این به بعد. خیلی کامنتت با نمک بود، یعنی توی این همه مدت وبلاگ نویسی، به هیچ کامنتی اینقدر نخندیده بودم!

پرکلاغی

اگه اینجوریه بفرست شرلوک رو پس! بدجور دلم میخواد ببینمش. نه حلزونه توی یادم مونده. گول نمیمالمت :))

پرکلاغی

بگو بیاد با هم بشینیم دور همی چایی بخوریم :)

پرکلاغی

واتسون رو هم میگید بیاد اصلا، جمعمون جمع شه.