چه آتش ها..!

ANNE:Did you ever go courting, Matthew

?

MATTHEW: Well, I don't knows if I have

ANNE: Never, ever, ever? [he shakes his head no] Why ever not

?

MATTHEW: Well, I couldn't do it without talking to a girl

ANNE: Well, I'm sure there were many broken hearts as a result

http://greengables-1.tripod.com/script/1part5.html

/ 2 نظر / 15 بازدید
پرکلاغی

آخی متیو. خیلی آروم و ناز بود. برعکس ماریلا که عصبی بود.

مریم

متیو اسطوره صبر و بردباری بود...یه جورایی منم با خجالتش همزادپنداری میکردم...ولی دیگه نه در این حد... من همیشه برنامه کودکش رو بیشتر دوست داشتم...وقتی ابتدایی بودم و نوبت بعداز ظهر بودیم همین که تعطیل میشدم یا بابام میومد با ماشین دنبالم یا پیاده و بدو بدو میومدم خونهو لباسام رو گرفته و نگرفته با بشقاب غذام میرفتم جلوی تلویزیون که برنامشو از دست ندم.