در کوچه باغهای پیدا و ناپیدا

دریا

« حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کآرام درون دشت شب خفته ست

دریایم و نیست باکم از توفان :

دریا همه عمر خوابش آشفته ست »

* بعد از ظهر تنهایی و کتاب لاغر « در کوچه باغهای نشابور » از دکتر شفیعی کدکنی

/ 4 نظر / 9 بازدید
پگاه

دریایی که باشی، سختی می کشی.. اما از حماقتی که در مردابی بودن هست رها می شی...

پگاه

مرسی از کامنت هاتون.. و مرسی که با دقت و حوصله می خونید...

ناهید

موجيم که آسودگی ما عدم ماست

هلن

اگه بخواهيم دريايی باشيم بايد از مشکلات نهراسيم و به جنگشون بريم.